هلهه‌ی لاهه: International Lawyer or International Justice؟ مروری بر تاثیرپذیری ICJ از وکلای بین المللی در جلسه‌ی استماع

پرینت

یاسر سالاریان

کارشناسی ارشد حقوق بین الملل

 

«وزان شبدیز و  تندرشیهه‌ی» طرح دعوی ایران علیه ایالات متحده، چنان آتشی را در جان من افکند، که مصممم به نگارش چنین سطوری گشته ام.

رفتن یا نرفتن «مسئله این است»، آیا پسندیده تر آنست که تازیانه‌های احکام داخلی ایالات متحده را پشت شکسته‌یمان متحمل شویم و یا ساز و برگ نبرد برداشته و به جنگ حقوقی با وکلای چیره‌دست ایالات متحده رویم؟ «دیوان؟ سرانجام همین است و بس؟»

از آخرین سفرگری ایرانی به دیوان بین‌المللی دادگستری 13 سال می گذرد؛ آه! 13! همین عدد برای تداعی‌گر روز طبیعت، برای آنها هم‌خوانش‌گر ننگ ونحسی وبرای هر دویمان روز نبرد که نه سال نبرد  است؛ و چنین گفت فردوسی بزرگ :«به دستور گفت ای گرانمایه مرد/ فراز آمد آن روز ننگ و نبرد»

پروفسور آلن پله در بیش از 70 پرونده در دعاوی بین الدولی، خصوصا در ICJ مشاور دولت ها بوده است. وی اظهار داشته که نماینده‌ی فرهنگ آنگلو-آمریکنی در جلسه‌ی استماع، اشخاص بی نظیری چون یان برانلی، سر آرتور واتس، دیم رزالین هیگینز و مایکل وود بودند. خود آلن پله هم مدتی شاگردی یان برانلی را کرده است و اولین پرونده رای نیکاراگوئه بود. چه رأیی!! یان برانلی بارها به آلن پله از مافیای دیوان گفته بود واضافه کرده بود، وکلای خوب مافیای دیوان هستند، همچون خود ما!!!!

خود آلن پله، گفته هیچ مشکلی با وکلای لاتینی، مانند اسپانیا، فرانسه، ایتالیایی نداشته ام ولی امان از وکلای فرهنگ آنگلو-آمریکنی، که همیشه در اقناع این جماعت متحجر‌ِ منورالفکر نما مشکل داشته ام.  وکلای فرانسوی دوست دارند تا سواد خود را به رخ دیوان بکشند لی امریکایی‌ها نه.

جیمزکرافور به عنوان آیینه‌ی تمام نمایی از وکلای فرهنگ آنگلو-آمریکنی که هم اکنون قاضی دیوان است، گفته پایان این موضوع را در آغاز بیان می کنم: «برخی نقشه‌ها بزرگ زاده میشوند، برخی بزرگی را به دست می آورند و در نهایت برخی نقشه‌ها بدون اینکه بدانند، بزرگی را در خود دارند: (اشاره به جمله معروف شکسیپیر در جلسه‌ی استماع دیوان در قضیه اختلاف ارضی اندونزی علیه مالزی/2012» وی زمانی از این لطیفه‌ی خلاقانه استفاده نمود که میان نقشه‌ی مورد ارائه از طرف مقابل، هیچ ارتباطی به معاهده‌ی تحدید مرز نداشت!!!! در نظر مشورتی استقلال کوزوو شیرین‌کاری منحصر به فرد دیگری از کرافورد را دیدیم، بله یک ناراضی، اهل استرالیای جنوبی و طالب استقلال!!!

در دیوان حقوق دریاها، ITLOS، کرافورد از این مزه پرانیها دوباره استفاده کرد.  در جلسه‌ی استماع و در اختلاف بنگلادش علیه میانمار در 2011، کرافورد و آلن بویل عضو تیم بنگلادش بودند. کرافورد رو به همکار خود، Alan Boyle نمود و به قاضی گفت که آب‌پز، boiled، شده است!!!!! این موضوع توجه آلن پله که عضو تیم میانمار بود را به خود جلب نمود و در وصف همکارش گفت: اصلا باورم نمیشد!!! لامصب بدجوری شاهکاره!!!!

کرافورد و آلن پله با هم همکاری های زیادی داشتند، نمونه آن همین پرونده‌ی سکوهای نفتی خودمان. در دهه 90 پله و کرافورد عضو تیم استرالیا در پرونده تیمور شرقی بودند، کرافورد در این جا نه از شیرین کاری های خود، بلکه از هوش وکالتی خود بهره برد و گفته است، «ما هرجورحساب کردیم، دیدم بیشتر قضات دیوان در مکتب فرانسوی رشد پیدا کردن، بنابراین اصل قضیه مسکوکات طلا (ایتالیا علیه فرانسه، انگلیس و آمریکا/ 1943)  را من 45 دقیقه به انگلیسی گفتم و آلن پله همین اصل رو در دوساعت به فرانسه برای دیوان تشریح کرد، نتیجه چی شد؟ ما بردیم!!!!»

آلن پله گفته که اِلی (منظور الیهیو لوترپاخت، حقوقدان مشهور و فرزند لوترپاخت کبیر)  «به قدری در قضیه آزمایش های هسته ای (نیوزلند علیه فرانسه / 1995) خوب و مطمئن وزیبا بود که دوست داشتم در تیم لوترپاخت باشم، ولی بدبختانه من در تیم فرانسه بودم!!!»

وکلای ما پنجه در پنجه‌ی کسانی خواهند اندخت که اشخاصی چون آلن پله و امثالهم را به چالش کشده‌اند و به همه موارد دقت نظر دارند، علاوه بر عناصر ماهوی ، عناصر شکلی نیز اولویت برخوردارند، همچنان که فردوسی گفته است، «ببینی کنون تیغ مردان مرد/ کز این پس به یادت نیاید نبرد»  وچه کاری از دست ما بر می آید در این نبرد؟ -فعلا هیچی!

بعد از گذر سالیان می توان فهمید، مافیای آن جلسه‌ی دیوان ما بودیم یا آمریکایی‌ها! ولی باید رفت و ادامه داد  و به قول شکسپیر «ازچه می هراسیم! از خویشتن؟»

 

اضافه کردن نظر


ما 93 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

Design by Joomla 1.6 templates