مهرداد محمدی: نگاهی اجمالی به سیر تصویب منشور و تاسیس سازمان ملل متحد

پرینت

 

مهرداد محمدی[1]

 

 

در سال 1945 هنگامیکه سازمان ملل متحد در آستانه تاسیس قرار داشت کشورها در حال بازیابی خود از جنگ جهانی دوم بودند. میلیون ها نفر کشته و مجروح شده بودند و بیشتر اروپا به ویرانه ای بدل شده بود. در جریان این جنگ نسل کشی هولناک یهودیان و سایر گروهها به دست نازی ها، بمباران غیرنظامیان بیگناه و نابودی شهرها به تحقق پیوسته بود. قتل و غارت به تیتر اول روزنامه های هر روز بدل شده بود. موجی از ترس و گناه جهان را فرا گرفته بود و تصویر روی تاریک ماهیت بشر با هر سبعیت جدید آشکار می شد. بسیاری معتقد بودند کشورهایی که برای شکست قدرت های محور متحد شده بودند برای جلوگیری از جنگی دیگر متحد خواهند ماند و این آغاز شکل گیری و سنگ بنای سازمانی جهانشمول موسوم به ملل متحد (United Nations) گشت.

در سال های جنگ جهانی دوم رووزولت رییس جمهور ایالات متحده به مسئولین وزارت امور خارجه کشورش دستور داد تا بر پایه ایده جامعه ملل، سازمانی جدید بیافرینند که نه تنها مرجعی برای مشورت و حل و فصل مسالمت آمیز باشد بلکه از قدرت اجرایی برای پیشگیری از تجاوز برخوردار باشد. گمان می رفت که سازمان جدید دارای یک مجمع عام الشمول و یک شورای اجرایی به سبک جامعه ملل باشد. اما از آنجایی که قرار بود سازمان جدید دارای قدرت اجرایی باشد به یک راهبرد نوین نیاز بود. رووزولت خواهان یک مکانیسم اجرایی بر مبنای اتحاد چهار قدرت اصلی زمان جنگ یعنی امریکا، بریتانیا، چین و شوروی بود . در اعلامیه مسکو در اکتبر 1943 رووزولت و هال به دقت توافقنامه ای را میان چهار وزیر خارجه تنظیم نمودند که کشورهایشان را به همکاری در زمان جنگ از طریق تاسیس سازمانی متعهد به حفظ صلح بین المللی سوق می داد. جو کنفرانس مسکو 1943 برای شوروی نیز مطلوب بود. با این حال در واشنگتن یک کمیته وزارت خارجه که برای بررسی پیشنهادات تشکیل شده بود، با ایده ی انحصار برتری چهار قدرت بزرگ موافق نبود و نهادی بزرگتر را پیشنهاد نمود که شبیه شورای جامعه ملل باشد تا هرچه بهتر قدرت را در میان چهار ابر قدرت متوازن نماید. این قدرت ها یک کمیته اجرایی را تشکیل خواهند داد اما هر تصمیمی از این نهاد باید حائز اکثریت کل اعضای شورا باشد، شامل رای اعضای غیر دائم. چنین تصور می شد که رضایت قدرت های بزرگ ضروری باشد زیرا آن ها بودند که نیروی نظامی را به عنوان سلاح سازمان در اختیار آن قرار می دادند. ممکن نبود که این کشورها نیروی نظامی خود را علیرغم میل خود به کار گیرند و خطر کناره گیری آن ها از سازمان وجود داشت. از سوی دیگر باید از سیستم اتفاق رای کل شورا به سبک جامعه ملل اجتناب می شد. به منظور تضمین اجرای تصمیمات شورا، این تصمیمات باید برای کلیه اعضای سازمان الزام آور می گشتند.

ایالات متحده قدرت محوری بود که رهبری ایجاد این سازمان را در دست داشت. رییس جمهور آمریکا رووزولت که می دانست برای عضویت در سازمان جدید به موافقت سنا نیاز دارد از نمایندگان جمهوری خواه و دموکرات برای مذاکره دعوت نمود. رووزولت و هال نگرانی های سنا را بسیاری جدی می انگاشتند و رووزولت در سخنرانی ژوئن 1944 اظهار داشت: ما به دنبال یک ابردولت با نیروی پلیس و سایر نیروهای قهریه متعلق به آن نیستیم. آنچه ما می خواهیم توافق و ترتیبات موثری است که از طریق آن دولتها بر اساس ظرفیت خود نیروهایی را برای جلوگیری از بروز جنگ و ناممکن ساختن آغاز جنگ و همچنین در دسترس بودن این نیروها برای اقدام مشترک در صورت لزوم حفظ نمایند.

بدین ترتیب رووزولت راهبردی را برای تشکیل یک نهاد دایمی چند جانبه طراحی نمود. وی به دقت میان خواسته احزاب و مردم آمریکا مصالحه برقرار نمود و در عین حال طرح خود را در سطح جهانی با قدرت های بزرگ هماهنگ ساخت.

 

ملاقات در دامبارتن اوکس و یالتا

به دنبال آماده سازی مقدمات تشکیل سازمان بین المللی، رووزولت ملاقاتی را در ویلای دامبارتن اوکس در شهر واشنگتن ترتیب داد. الگر هیس یکی از اعضای تیم امریکایی در مصاحبه ای راجع به نگرش امریکایی ها به جامعه ملل می گوید: ما به واقع جامعه را پیشگام می دانستیم. احساس می کردیم که باید کاری برای بهتر شدن آن کنیم زیرا آن تجربه شکست خورده بود. جامعه با محوریت اروپایی اداره می شد و به نظر نمی رسید از اختیارات لازم برای یک سازمان بین المللی برخوردار باشد.

ملاقات های دامبارتن اوکس در دو جلسه انجام شد. ابتدا در 21 اگوست 1944 شوروی و بریتانیا با امریکایی ها دیدار کردند و روز بعد از آن چینی ها برای ملاقات با انگلیس و امریکا وارد شدند. ملاقات با چینی ها تا حدود زیادی تشریفاتی بود و به گفته هیس آن ها بازیگران اصلی این فرایند نبودند. طرح کلی منشور در دامبارتن اوکس تهیه شد. در آنجا توافق شد که یک شورای امنیت، یک مجموع عمومی، یک دبیرخانه و یک دیوان بین المللی دادگستری وجود داشته باشد. همچنین در مورد رای گیری در شورای امنیت و حق وتو بحث به عمل آمد اما موضوع فوق العاده حساس وتو و قیمومت برای تصمیم گیری در کنفرانس سران در یالتا به تعویق افتاد.

در دامبارتن اوکس در خصوص عضویت در سازمان جدید تنها به این نکته اکتفا شد که اعضای سازمان باید کشورهای صلح دوست باشند. نماینده شوروی (آقای گرومیکو) در این کنفرانس خواستار 16 کرسی برای جماهیر شوروی و هر یک از پانزده جمهوری شوروی می گردد که رووزولت در واکنش به این خواسته به تیم آمریکایی می گوید اگر آن ها بر این خواسته اصرار ورزند قضیه به طور کلی منتفی می شود.

یکی دیگر از نقاط جدل شوروی و قدرت های غربی در دامبارتن اوکس مساله صلاحیت سازمان بود. امریکا و انگلیس موافق بودند که سازمان باید علاوه بر مسایل امنیتی به مسایل اقتصادی و اجتماعی نیز بپردازد زیرا ریشه های تنش ایجاد شده در اروپا تا حدودی به مسایل اقتصادی و اجتماعی نیز مربوط می شود. اما در مقابل شوروی موضع مخالف اتخاذ نموده بود. همچنین شوروی خواستار آن بود که وتو در مورد کلیه تصمیمات شورای امنیت حتی مسایل شکلی اعمال شود. الگر هیس توضیح می دهد که در ابتدا چرچیل و انگلیسی ها با وتو موافق نبودند که باید قانع می شدند.

از 4 تا 11 فوریه 1945 سران سه کشور یعنی رووزولت، استالین و چرچیل در یالتا دیدار کردند تا برخی مسایل که در دامبارتن اوکس لاینحل مانده بود به اتمام برسانند. از آن جمله موضوع عضویت نهایی گردید. اصطلاح کشورهای شیفته صلح به معنای کشورهایی تعریف شد که تا 1 مارس 1945 علیه دول محور اعلام جنگ نموده بودند. اما در خصوص جمهوری های شوروی استالین پیشنهاد نمود که شوروی بعلاوه ی سه جمهوری لیتوانی، اوکراین و بلاروس باید در زمره ی اعضای اصلی باشند، که موضع امریکا به شدت منفی بود زیرا آن ها جزء شوروی بودند نه دولتهایی مستقل. در نهایت (با اشتباهی که در مذاکرات وزرا صورت گرفته بود) در مورد حضور دو جمهوری شوروی یعنی اوکراین و روسیه سفید و حق رای آن ها توافق شد. رووزولت می دانست که استالین به دنبال برقراری توازن در سازمان بین المللی جدید به شدت غربی است. مورد دیگر توافق بر سر آن بود که لهستان توسط هیات مشترک دولت های در تبعید در لندن و مسکو نمایندگی شود.

مسایل دیگری که در یالتا حل و فصل گردید مساله وتو و صلاحیت مجمع عمومی بودند. استالین سرانجام با صلاحیت مجمع عمومی در مسایل اقتصادی و اجتماعی موافقت نمود. آن ها توافق کردند که شورا به امور امنیتی اختصاص یابد. استالین همچنین موافقت نمود که در مسایل مربوط به حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات و مسایل شکلی قدرت های بزرگ از وتو استفاده نکنند. از جمله پیشنهادات دیگری که در یالتا توسط چرچیل مطرح شد این بود که چند شورای امنیت وجود داشته باشد مثلا شورای امنیت اروپا، شورای امنیت آسیا و ... الگر هیس معتقد است که در این کنفرانس روح همکاری و توافق بی سابقه ای در خصوص اصول سازمان جدید وجود داشت.

 

کنفرانس Chapultepec

کشورهای امریکای لاتین که 21 کشور از 51 کشور عضو را تشکیل می دادند خواستار تشکیل کنفرانسی در Chapultepec (در مکزیک) با عنوان کنفرانس بین امریکایی مسایل جنگ و صلح شدند. کشورهای امریکای لاتین چند نگرانی عمده داشتند: یک مجمع عمومی قوی تر، جهانشمولی عضویت و تضمین نمایندگی امریکای لاتین در شورای امنیت. برای آن ها نقش سازمان های منطقه ای حائز اهمیت بالایی بود و این موضوع به تفصیل در مکزیک به بحث گذاشته شد. آن ها اعتقاد داشتند سازمان پان امریکن باید در حل و فصل تنش های منطقه ای نقش ایفا نماید. همچنین در این اجلاس از پیوستن آرژانتین به اعضای اصلی ملل متحد و مسایلی همچون استعمار زدایی حمایت می شد. این مسایل ماه بعد به کنفرانس سانفرانسیسکو کشیده شد.

 

کنفرانس سانفرانسیسکو

کنفرانس سانفرانسیسکو به منظور نهایی ساختن ترتیبات و زبان منشور برای سازمان جدیدی که اکنون ملل متحد (به دلیل اتحاد کشورهایی که برای شکست دول محور متحد شده بودند) نام گرفته بود برگزار شد. در این کنفرانس موضوعات ذیل بحث گردیدند:

عضویت

کشورهای امریکای لاتین از عضویت جهانشمول دفاع می کردند یعنی تمام کشورها بتوانند به عضویت ملل متحد در بیایند. در جلسه افتتاحیه آرژانتین برای عضویت پیشنهاد شد و جمهوری های شوروی به واسطه رای کشورهای امریکای لاتین نتوانستند به عضویت در بیایند. سرانجام پس از کشمکش میان شوروی و بلوک کشورهای امریکای لاتین، عضویت جمهوری های شوروی پذیرفته شد و موضع شوروی در خصوص وتو و مجمع عمومی با سایرین همسو گردید.

صلاحیت مجمع عمومی

کشورهای امریکای لاتین همچنین بر تقویت و اعطای اختیارات ویژه به مجمع عمومی تاکید داشتند. توافق گردید که مجمع عمومی بتواند در هر موضوع مهم برای اعضا وارد شود اما مادامیکه شورای امنیت مشغول رسیدگی به موضوعی است مجمع عمومی نباید به آن بپردازد. بعلاوه صلاحیت سازمان های منطقه ای وارد منشور گردید. بعلاوه توافق شد که مجمع عمومی نه تنها در خصوص مسایل اقتصادی، اجتماعی و امنیتی بلکه در مورد بودجه نیز دارای صلاحیت باشد.

قیمومت

کشورهای عرب از قیمومت لبنان و سوریه نگران بودند. آن ها تلاش می کردند که کشورهای دعوت شده تحت قیمومت در نیایند. فرانسه که هنوز تحت ساز و کارهای جامعه ملل قیم سوریه و لبنان به حساب می آمد سعی داشت با امضای معاهده ای با سوریه همچنان کنترل خود را حفظ نماید و پس از مقاومت سوریه در برابر این خواسته در سانفرانسیسکو مبادرت به بمباران دمشق نمود. سرانجام با وساطت امریکا و انگلیس، فرانسه از سوریه خارج شد و سوریه ادعای استقلال نمود. کشورهای عرب می خواستند مطمئن شوند که این کشورها تحت صلاحیت شورای قیمومت در نخواهند آمد. این مقرره بالاخره در منشور (ماده 78) وارد شد که نظام قیمومت در مورد کشورهای عضو ملل متحد اعمال نخواهد شد. همچنین در رابطه با استفاده از کلمه استقلال در هنگام صحبت از هدف اداره مستعمرات یا سرزمین های تحت قیمومت بحث در گرفت، النهایه استقلال به عنوان هدف سرزمین های تحت قیمومت مطرح شد اما در عبارت پردازی راجع به سایر مستعمرات به کار برده نشد. بحث تعیین سرنوشت نیز در این کنفرانس مطرح شد اما با مفهومی که امروزه متداول است تفاوت داشت و به معنای حکومت خود و در مقابل مستعمره بودن استفاده می شد.

مساله وتو

موضوع وتو که در یالتا حل شده بود باز هم در سانفرانسیسکو مطرح گشت. در حقیقت لفظ وتو هرگز در منشور نیامد و شرکت کنندگان در سانفرانسیسکو آن را مترادف با اتفاق رای استعمال نمودند. ایالات متحده وتو را برای تصویب سنا و برای این که در موقعیتی قرار داده نشود که مجبور گردد نیروهایش را علیرغم میل خود به اقصی نقاط جهان بفرستد به وتو نیاز داشت. مساله وتو بسیار بحث برانگیز شد و حتی کنفرانس را در آستانه شکست قرار داده بود. سرانجام پنج قدرت بزرگ بر سر دامنه وتو بر مبنای نظریه زنجیره وقایع ( chain of events theory) به توافق رسیدند. بر طبق این نظریه هنگامیکه موضوعی در دستور کار قرار دارد ممکن است زنجیره ای از وقایع رخ دهد که منجر به تهدید منافع قدرت های بزرگ شود که وتو می تواند از آن ها حفاظت کند. کشورهای عرب نیز با موضع غربی ها همسو بودند و فرانسه که به تازگی آزاد شده بود در کنار سایر کشورهای غربی یک جبهه واحد را به نمایش می گذاشتند. قدرت های کوچک تر مجبور به پذیرش وتو شدند زیرا بدون آن سازمانی در کار نبود و این امر می توانست برای آن ها هزینه گزافی داشته باشد. سرانجام وتو با 33 رای موافق، 2 مخالف (کوبا و کلمبیا)، و 15 ممتنع تصویب شد.       

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] - دانشجوی دکتری حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


ما 90 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

Design by Joomla 1.6 templates